ممالك اسلامي رواج داشت. محمدبن مَنگَلي، محمدبن لاجين (كه راه پدرش لاجين را دنبال كرد) و طَيْبُغابن عبدالله بَكْلَميشي رسالههايي در اين باب نوشتند. شخص مذكور داراي تبار تركي ـ يوناني بود؛ اين چندان عجيب نيست، چون در آن هنگام هم، به اندازهٴ امروز ترك و يوناني در مصر وجود داشت.
محمدبن مَنگَلي يكي از مشروحترين و ابتكاريترين رسالهها در باب شكار را به عربي نوشت. اين كتاب اطلاعات زيادي دربارهٴ شكار با اقسام گربهسانان، همچنين بهوسيلهٴ باز، يا يوز كه براي همكاري با باز تربيت ميشد، بهدست ميدهد.
عبدالرحيمبن حسن اِسنَوي عالم شافعي، رسالهاي در باب مخنثان نوشت، موضوعي كه ذهن فقها را سخت بهخود مشغول ميداشت. چون مردان و زنان داراي وظايف مختلفي بودند، فقها و قضات از خود ميپرسيدند حقوق و وظايف اين گروه بينابيني چيست، چگونه بايد عبادت كنند، سهمالارثشان چقدر است؟ و غيره. آنان كاري به واقعيت و اصل خنثي بودن نداشتند. احتمال دارد با كساني روبهرو ميشدهاند كه جنسيت آنان را بهآساني نميشد تعيين كرد (خنثايمشكل) و كساني كه به دلايل رواني يا جسمي آنان را از رديف مردان يا زنان ميشد خارج كرد و خارج ميكردند. هرچند وقت يكبار، چنين مواردي در دادگاهها و مطبوعات غرب نيز مورد بحث قرار ميگيرد.
4. تركيه. در آثار تركي دو نوع تاريخ طبيعي عامهپسند يافت ميشود.
اسحاقبن مراد گِرِدي كتابي در خواص طبي گياهان، جانوران و كانيها تأليف كرد. اسحاق شخصاً در كوههاي آناطولي به گردآوري برخي گياهان پرداخته بود.
محمودبن محمدبارجيني رسالهاي در بازداري نوشت، كه ظاهراً بيشتر از نوشتههاي يوناني و عربي سدهٴ دوازدهم اقتباس شده بود.
5. ماوراءالنهر. فاتح معروف تيمورلنگ، كه سمرقند را پايتخت خود قرار داد، موجب يك رونق هنري گرديد، ولي به نظر نميرسد هيچگونه فعاليت علمي را ترويج كرده باشد. سنگِ قبرش در گورمير يكي از بزرگترين اشياي ساختهشده از يشم در جهان است. احتمالاً، آن را از رگهاي در تركستان شرقي جدا كردهاند، زيرا آن سرزمين هميشه منبع اصلي بهترين يشم چين بود.
د. چين
تئائوتسونگ ـ ئي مقالهاي در باب سنگهاي قيمتي اسلامي نوشت. عنوان مقاله حاكي از آن است كه بسياري جواهراتِ فروشي در پكن را تاجران مسلمان از آسياي مركزي، ايران و غيره ميبردند.
آلبومي از آغاز سلسلهٴ مينگ در دست است، بهنام ئي ـ يو تئو ـ چيه حاوي تصاوير زيادي از گياهان و جانوران كه ويژگيهاي 168 كشور يا مكان را نشان ميدهد.